آخرین شیفت

✶ این مقاله به زبان English هم در دسترس است.


فرسودگی شغلی، آزار جنسی و دستمزدهای به‌شدت پایین از جمله گلایه‌های پرستارانی است که بیشترشان زن‌اند. گرچه در سال‌های اخیر دستمزدها، دست‌کم روی کاغذ، افزایش چشمگیری داشته‌اند اما این مشکلات باعث شده‌اند بسیاری از آنها به فکر ترک حرفه‌ی پرستاری بیفتند.

از زمان دنیاگیری کووید-۱۹، پرستاران زن ایرانی پیوسته این حرفه‌ را ترک کرده‌اند و این روند باعث شده بخش درمان کشور با کمبود بحرانی دست‌کم ۱۰۰ هزار پرستار مواجه شود، رقمی که تقریبا معادل نیمی از پرستاران شاغل فعلی است.

براساس آخرین گزارش معاونت پرستاری وزارت بهداشت و درمان در حال حاضر حدود ۲۱۳ هزار نفر در گروه پرستاری در بخش‌های بیمارستانی مشغول به کار هستند (که شامل ۱۴۵ هزار نیروی پرستاری، ۱۷ هزار هوشبری، ۲۳ هزار اتاق عمل و باقی کمک پرستار و بهیاری است). این رقم در مقایسه با سال ۱۴۰۳، زمانی که رسانه‌گر آخرین بار داده‌های موجود را بررسی کرد، نشان دهنده‌ی یک کاهش ۵.۷ درصدی است. بَنا بر آمارهای  وزارت بهداشت حدود ۷۵ درصد از این پرستاران زن هستند.

استثمار پرستاران و دیگر کارکنان درمان و بهداشت در ایران از مدت‌ها پیش یکی از عوامل محرک کنشگری صنفی و حقوق مدنی بوده است. پس از اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ و برجسته شدن  تبعیض جنسیتی، به‌ویژه شکاف عمیق میان سطح بالای تحصیلات کارکنان زن و واقعیت‌های روزمره‌ی کارشان، جنبش‌های صنفی کشور دولت را برای افزایش حداقل دستمزد همه‌ی کارکنان، متناسب با نرخ تورم، و برای رفع محدودیت‌های مربوط به پرداخت اضافه‌کاری تحت فشار قرار دادند. علاوه بر پرداخت اضافه‌کاری پیشنهاد شد کارانه‌ی مستقلی برای جبران ناکافی بودن حقوق پرستاران در نظر گرفته شود.

میانگین دریافتی پرستاران از ۷ میلیون تومان در سال ۱۳۹۹ به ۲۵ تا ۲۸ میلیون تومان (معادل ۹۶ تا ۱۰۸ دلار ) در سال ۱۴۰۵ رسیده  است. این مبلغ با توجه به تورم ۸۹ درصدی ماه‌های اخیر نه تنها منجر به افزایش قدرت خرید پرستاران نشده بلکه تردید آنها را برای ادامه‌ی حرفه‌ی پرستاری از میان نبرده و نتوانسته جلوی استعفا و کناره‌گیری بسیاری از آنها را بگیرد. گزارش حقوق و دستمزد شورای عالی کار ۱۴۰۲ نشان می‌دهد حداقل حقوق ماهانه‌ی پرستاران در این بازه معادل ۱۶۳ دلار بوده است. 

ماه گذشته پرستاری در تلگرام با درج این خبر که «دیروز آخرین شیفت‌ام بود، از ترک شغل پرستاری خبر داده و نوشته است که برای رسیدن به این شغل باید از کنکور سخت و مسیر دشوار استخدام عبور کرد. اما در نهایت چیزی که نصیب پرستاران می‌شود حجم بالای کار، شیفت‌های متعدد و فشار روحی و جسمی است. او نوشته است که با وجود تلاش برای کنار آمدن با شرایط و آزمودن راه‌های مختلف در نهایت به این نتیجه رسیده است که دیگر نمی‌تواند این مسیر را ادامه دهد. 

مقایسه‌ی حقوق پرستاران در ایران

محمد شریفی‌مقدم، دبیرکل خانه‌ی پرستار، در ۱۲ مهر ۱۴۰۵ در گفتگو با خبرآنلاین گفت: «پرستار دیگر هیچ امیدی به آینده ندارد به همین دلیل راهی که پیش روی پرستار می‌ماند، استعفا و ترک شغل است. پرستار ما به این نتیجه رسیده که اگر قید حقوق ۲۵ میلیون تومان را بزند و در خانه بنشیند، استهلاک‌اَش کمتر و مقرون به صرفه‌تر است.»

با اینکه کمبود فزاینده‌ی پرستار به‌عنوان بحرانی در نیروی کار، بازتاب گسترده‌ای در مطبوعات ایران داشته است استثمار پرستاران زن نیازمند بررسی دقیق‌تری از منظر حقوق زنان است. مصاحبه‌های رسانه‌گر با کارکنان بهداشت و درمان و بررسی داده‌های عمومی موجود در سال ۱۴۰۲ تصویری از چالش‌های کارکنان مشاغل بهداشتی در ایران ارائه می‌دهد که بر جنسیت تمرکز دارد. نتایج این بررسی نشان می‌دهد که در بخش بهداشت و درمان، زن بودن به طور قابل توجهی احتمال ناامنی شغلی، خطرات محل کار، دریافت دستمزد کم‌تر، و آزار جنسی را برای کارکنان بالا می‌برد.

داوود، پرستار مرد شاغلی در یکی از بیمارستان‌های ایران است. او در سال ۱۴۰۲ به رسانه‌گر گفت: «تبعیض جنسیتی در سطوح مدیریتی درون بیمارستان‌ها، در مدیریت بخش بهداشتی و در بین مدیران، بیشتر قابل مشاهده است و نابرابری را در شکل تبعیض جنسیتی نشان می‌دهد.» به گفته‌ی او مردان حقوق بیشتری می‌گیرند و از مزایای بهتری برخوردارند و چون شیفت‌های کاری و مسئولیت‌های بیشتری به آنها داده می‌شود می‌توانند درآمد بیشتری داشته باشند.

دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور (دولتی و آزاد)، سالانه ۱۲ تا ۱۸ هزار دانشجوی پرستاری (و سایر رشته‌های مرتبط) جذب می‌کنند ولی همه‌ی آنها جذب نظام درمانی نمی‌شوند. دکتر احمد نجاتیان، رئیس کل سازمان نظام پرستاری، در گفتگوی روز پنج مرداد ۱۴۰۵ خود با روزنامه «جهان صنعت» گفت که با توجه به  آمار وزارت بهداشت سالانه حدود ۵ هزار پرستار شاغل از چرخه‌ی خدمت خارج می‌شوند. نجاتیان حاضر به رد یا تایید  آمار ۶۰ هزار پرستار خانه‌نشین نشد، اما دبیرکل خانه پرستار معتقد است ۷۰ هزار پرستار خانه‌نشین شده‌اند.

نتیجه‌ی ریزش کادر پرستاری آن است که حل مشکل کمبود نیرو در بیمارستان‌ها هر روز دشوارتر می‌شود. نجاتیان در تاریخ ۳۱ مرداد ۱۴۰۵  به روزنامه شرق گفت: «در تهران مجوز استخدام وجود دارد اما کسی برای ثبت‌نام و اشتغال مراجعه نمی‌کند. در هرمزگان نیز شرایط مشابهی وجود دارد و حتی افرادی که استخدام می‌شوند، پس از یک یا دو ماه درخواست انتقال می‌دهند تا به شهرستان محل زندگی خود بازگردند، چرا که هزینه‌های زندگی در تهران و برخی استان‌ها بسیار بالا است.»

پیامدهای این وضعیت ماه به ماه آشکارتر می‌شود. سه سال پیش، داده‌های عمومی نشان می‌داد که در ایران به ازای هر تخت بیمارستانی، کمتر از ۰.۸ پرستار وجود دارد؛ رقمی که بسیار پایین‌تر از استاندارد ۱.۸ پرستار به ازای هر تخت در کشورهای توسعه‌یافته است. در بهمن ۱۴۰۳ نجاتیان کمبود پرستار در کشور را ۱۰۰ هزار نفر برآورد کرد. حتی اگر این کمبود ۱۰۰ هزار نفری جبران شود باز هم  تعداد پرستاران کشور همچنان با استاندارد جهانی فاصله‌ی زیادی داشته و تنها کمتر از نیمی از این شکاف پُر می‌شود.

با افزایش کمبود پرستار در دو سال و نیم گذشته، پرستاران شاغل ناچارند از تعداد بیماران بیشتری مراقبت کنند؛ به گفته‌ی نجاتیان این کمبود «در برخی موارد به تعطیلی بخش‌هایی از بیمارستان‌ها انجامیده و برخی از بیمارستان‌های تازه تاسیس با وجود آماده بودن زیرساخت‌ها و تجهیزات، تنها به دلیل کمبود نیروی پرستاری افتتاح نشده‌اند.»

شکاف دستمزد از منظر جنسیتی و آزار جنسی

با اینکه پرستاران زن از مردان بیشترند ولی به دلیل تبعیض جنسیتی در مزایای خانوادگی کارکنان دولت درآمد آنان نسبت به همتایان مردِشان کمتر است. بند ۴ ماده ۶۸ قانون مدیریت خدمات کشوری مردان دارای همسر را مشمول کمک‌هزینه عائله‌مندی و اولاد می‌کند؛ اما برخورداری زنان را به شرایطی مانند نداشتن همسر، معلولیت یا ازکارافتادگی کلی همسر، یا تکفّل مخارج فرزندان به‌تنهایی وابسته می‌کند. این یعنی شکاف جنسیتی دستمزد در قانون نهادینه شده است. این تبعیض قانونی‌ اعتراضاتی را در پی داشته و گفته می‌شود مجلس به دنبال رفع این اشکال است. نصراله پژمانفر رئیس کمیسیون اصل ۹۰ مجلس در این خصوص در تیر ۱۴۰۵ گفت که مجلس می‌خواهد به تقاضاها برای برخورداری زنان شاغل و بازنشسته از مزایای عائله‌مندی و حق اولاد پاسخ مثبت دهد. لایحه اصلاح بند ۴ ماده ۶۸ قانون مدیریت خدمات کشوری در دولت در دست بررسی است که پس از تصویب به مجلس ارائه خواهد شد. 

این شکاف به حرفه‌ی پرستاری محدود نمی‌شود. در  پژوهشی که در سال ۲۰۱۹ در نشریه‌ی «تحقیقات خدمات بهداشتی بی‌ام‌سی» منتشر شد، و در آن مجموعاً ۶۶۶ پزشک عمومی ایرانی شرکت کردند، پاسخ‌دهندگان زن گفتند که دستمزد آنها تنها ۶۵ درصد دستمزدهای همتایان مرد خود است. البته این را باید در نظر داشت که این تفاوت دریافتی است نه لزوماً دستمزد برای کار و ساعات برابر. 

 بسیاری از کارکنان زن در مشاغل بهداشت علاوه بر دست و پنجه نرم کردن با مشکلاتی نظیر تشویش و اضطراب شغلی بالا، ساعت‌های کاری طولانی و نداشتن امنیت شغلی در قرارداد‌های پیمانی، در معرض آزار جنسی نیز قرار دارند. 

قانون‌گذاران در ایران عمدتاً موضوع آزار جنسی را نادیده گرفته‌اند و این مسأله روندی نگران‌کننده دارد.گرچه در ایران از آزارهای جنسی کم‌تر گزارش تهیه شده است اما پژوهشی که آکادمی چراغ در سال ۱۴۰۰ منتشر کرد نشان می‌دهد ۸۹ درصد زنان مشارکت‌کننده‌ی در آن نظرسنجی در طول عمر خود در معرض آزار جنسی قرار گرفته‌اند.

 در نظرسنجی‌های رسانه‌گر هم چندین مشارکت‌کننده‌ گفته‌اند که شاهد آزار جنسی بوده‌اند حتی در محیط‌های کاری‌ای که اکثر همکاران‌شان زن بوده‌اند. به عنوان نمونه زن ۳۳ ساله‌ای که دستیار آزمایشگاه است می‌گوید: «محل کار ما عمدتاً زنانه است، بنابراین ما واقعاً با آزار یا سوء رفتار جنسیتی بین خودمان سر و کار نداریم». ولی ادامه می‌دهد: «اما، متأسفانه، چند باری پیش آمده است که بیماران ما را مورد آزار جنسی قرار داده‌اند، چه با گفتار و چه با رفتار فیزیکی.»

خشونت علیه کارکنان زن در بخش بهداشت و درمان ایران به‌هیچ‌وجه پدیده‌ای نادر نیست. در پژوهشی درباره‌ی کارکنان بالینی زن در کرمان، که در سال ۲۰۲۰ در نشریه‌ی «خشونت بین‌فردی» منتشر شد، تقریبا همه‌ی شرکت‌کنندگان (۹۷.۵ درصد) گفتند که دست‌کم یک بار خشونت خانگی را تجربه کرده‌اند. شایع‌ترین انواع خشونتی که آنها گزارش کرده‌اند، خشونت روانی یا کلامی (۵۸ درصد)، خشونت فیزیکی (۲۹ درصد) و خشونت جنسی (۱۰ درصد) بود.

در چنین فضایی که خطر خشونت فیزیکی با استثمار مالی توامان است، پرستاران زن ایران خود را در «میانه‌‌ی دو میدان جنگ» گرفتار می‌بینند. سیما ابراهیمی عضو هیات مدیره‌ی سازمان نظام پرستاری شهرستان شیروان در یادداشتی که روز ۷ مهر ۱۴۰۵ در وب سایت سازمان نظام پرستاری منتشر شده، نوشت: 

«ما کسانی که در خط مقدم خدمت، در میان بیمارستان‌ها و در میان رنج دیگران با تمام توان ایستاده‌ایم امروز خود در میان یک بحرانِ دوگانه‌ بی‌سابقه قرار گرفته‌ایم. از یک سو، فرسودگیِ جسمی و روحی ناشی از ماهیت دشوار و ایثارگرانه‌ی کار پرستاری ما را به مرز ناتوانی رسانده و از سوی دیگر فشار بی‌امان تورم و بی‌ثباتی معیشت، آرامش و امنیت زندگی را از ما سلب کرده است.»

مقالات اخیر