✶ این مقاله به زبان English هم در دسترس است.
وابستگی بیش از حد جمهوری اسلامی به فروش نفت به چین نه تنها موجب آسیبپذیری راهبردی ایران شده بلکه واردات بیرویهی کالاهای ارزان چینی تولید داخلی را نیز به نابودی کشانده است.
زمانی که ده سال پیش یک صنعتگر و کارخانهدار ایرانی برای راه اندازیِ خط تولید جدیدِ کارخانهیِ قطعهسازیِ خود به آلمان سفر کرده بود با تامینکنندگانی مواجه شد که حاضر به تقبل کوچکترین هزینهای در معاملات خود با ایران نبودند. روند تحریمها در نهایت او را به سمت چین سوق داد. جایی که به گفتهی او تامین کنندگان رفتاری گرم و تمایلِ بهمراتب بیشتری برای تجارت با ایران داشتند.
این تجربه، برای او چیزی را روشنتر کرد که او آن را نقطه ضعف اصلی رابطهی ایران با چین میدانست. چین به قابل اعتمادترین مشتری نفت ایران و یکی از مهمترین تامینکنندگان کالاهای مورد نیاز آن تبدیل شده، اما این رابطه هیچ نوع سرمایهگذاری یا انتقال فناوری چشمگیری به دنبال نداشته است. این کارخانهدار به رسانهگر میگوید: «واردات از چین اگرچه باعث شده تا بازار کمبود کالا نداشته باشد ولی این حجم از واردات تولید داخل را به خاک سیاه نشانده، عملا تولید را نابود کرده. رابطه با چین اگر با سرمایهگذاری همراه بود میتوانست نفعی برای اقتصاد ایران داشته باشد ولی بدون سرمایهگذاری و محدود شدن رابطه به تبادل کالا، تنها آثار مخرب بر اقتصاد ایران دارد.»
دیدگاه این صنعتگر نشان دهندهی جایگاه ایران در رابطهی آن با چین است، رابطهای که در آستانهی دیدار از پیش برنامهریزیشدهی دوم مهرماه ۱۴۰۵ میان رهبران آمریکا و چین بیش از پیش زیر ذرهبین قرار گرفته است.
از زمان آغاز درگیریهای کنونی میان ایران با آمریکا و اسرائیل، مقامهای ایرانی چین را شریکی راهبردی توصیف کردهاند که میتواند به تابآوری جمهوری اسلامی در برابر فشارهای اقتصادی و سیاسی غرب کمک کند. اما بررسی دقیقتر صادرات انرژی ایران به چین و آمار سرمایهگذاری مستقیم خارجی تصویری متفاوت ارائه میدهد. رابطهای که بیش از آنکه شبیه یک اتحاد باشد، به وابستگی اقتصادیای شباهت دارد که طی بیش از ۲۰ سال شکل گرفته است.
ایرانی که مشکلات اقتصادی داخلی آن را زمینگیر کرده است و شرکای اروپاییِ نگران از گرفتار شدن در تحریمها نیز رهایش کردهاند، در دو دههی گذشته به چین به عنوان شریکی راهبردی در حوزههای امنیتی و توسعهی اقتصادی روی آورده است.
اما جنگ و تداوم مسدودسازی مسیرهای بینالمللی کشتیرانی از سوی جمهوری اسلامی در کنار مشکلات ریشهدار ناشی از فساد و موانع موجود بر سر راه سرمایهگذاری خارجی از استحکام این رابطه کاسته است.
این صنعتگر ایرانی میگوید: «مشکل از طرف چینی نیست که رابطه در حد فروش نفت و خرید کالای نامرغوب چینی باقی مانده. مشکل از طرف ایرانی است که به جای تشویق سرمایهگذاری و جمع کردن بوروکراسی پیچیدهی اداری که مانع از سرمایهگذاری میشود به گذراندن مشکل روزمره میاندیشد.»
در شرایط کنونی جمهوری اسلامی جویای جلب حمایت چین در مناقشهی خود با آمریکا و اسرائیل است. اما ناتوانی تهران در گسترش روابط خود با پکن در زمینههایی فراتر از معاملهی نفت در برابر کالا و حتی ناتوانیاش در به مرحلهی عمل رساندن توافقنامههای همکاری دوجانبه حکایت از آن دارد که این «شراکت راهبردی» که اینهمه دربارهاش تبلیغ شده محدودیتهای خودش را دارد.
سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجهی ایران، روز ۲۵ شهریور برای دیدار با همتای چینی خود، وانگ یی، به پکن رفت. این دیدار چند روز پیش از سفر شی جینپینگ، رئیسجمهوری چین، به واشنگتن برگزار شد که انتظار میرود در آن علاوه بر موضوعات دستور کار رسمی، یعنی تجارت، تعرفهها، فناوری و تایوان، دربارهی ایران و ناامنی در تنگهی هرمز نیز گفتوگو شود.
واشنگتن امیدوار است بتواند از کمک پکن برای تاثیرگذاری بر تهران بهره گیرد. بعید است پکن بدون گرفتن امتیاز متقابل، به سادگی مهمترین اهرم فشار خود را در این بحران در اختیار ترامپ قرار دهد.
ویویان وو، بنیانگذار پلتفرم خبری چینیزبان «داشنگ مدیا» و سردبیر پیشین بخش اخبار جهانی چین در بیبیسی، به رسانهگر میگوید: «فکر نمیکنم چین در این زمینه خیلی جلو برود و مستقیما وارد ماجرا شود، اما انتظار دارم تیم سیاست خارجی شی جینپینگ تلاش کند از شدت تنشهای میان آمریکا و ایران بکاهد. ممکن است پشت پرده هم میانجیگریهایی انجام شود، اما انتظار ندارم چین تعهدات مهمی در قبال ایران بدهد. به نظرم پکن بیشتر به مدیریت رابطهاش با واشنگتن اهمیت میدهد و بعید است برای خاطر تهران بخواهد این رابطه را به شکل جدی به خطر بیندازد. البته چین از چیزی که آن را همسو با منافع حاکمیتی و ملی خود میداند دفاع خواهد کرد.»
شریکی بزرگ و مهم
در حال حاضر چین بزرگترین خریدار نفت ایران و از مهمترین تامینکنندگان کالا، فناوری و زیرساخت برای کشور به شمار میرود. چین یکی از معدود اقتصادهای بزرگ جهان است که با وجود تحریمهای آمریکا همچنان حاضر است روابط تجاری گستردهای با تهران داشته باشد. اما این وابستگی هیچگاه متقابل نبوده است.
در سال ۲۰۲۵، چین حدود ۹۰ درصد نفت صادراتی ایران، معادل تقریبا ۴۳ میلیون بشکه در ماه، را خریداری میکرد. به این ترتیب، اهمیت پکن برای تهران بهمراتب بیشتر از زمانی شده بود که تحریمهای قبلی تازه داشتند روابط دو کشور را دستخوش تغییر میکردند.
با این حال، حجم سرمایهگذاری چین در ایران به طور شگفتآوری همچنان پایین است. با وجود سالها وعده و وعید و اعلام طرحهای مختلف برای توسعهی میادین نفتی، مجموع سرمایهگذاری چین در ایران کمتر از ۵ میلیارد دلار برآورد میشود. رقمی که در مقایسه با سرمایهگذاری این کشور در عربستان سعودی و امارات متحده عربی بسیار ناچیز است.
بر اساس آمار رسمی دولت چین، حجم تجارت دوجانبه در سال ۲۰۲۴ به ۱۳.۳۷ میلیارد دلار رسید. چین در این سال ۸.۹۳ میلیارد دلار کالا به ایران صادر کرد و در مقابل، ۴.۴۴ میلیارد دلار کالا از ایران وارد کرد.
در سال ۲۰۲۱، ایران و چین توافقنامهی گستردهای به عنوان «برنامهی جامع همکاری ۲۵ ساله» امضا کردند. در آن زمان، این چارچوب راهبردیِ بلندپروازانه برای همکاریهای اقتصادی و امنیتی با انتقاد فعالان اقتصادی ایرانی و بخشهایی از جامعه روبهرو شد. منتقدان معتقد بودند این توافق، بدون آنکه امتیاز چندانی نصیب ایران کند، کشور را به وابستگی اقتصادی به چین میکشاند.
مقامهای جمهوری اسلامی معتقد بودند که این برنامهی ۲۵ ساله یک پیروزی بزرگ ژئوپلیتیک است که چین را ملزم به دفاع از منافع ایران در عرصهی بینالمللی میکند.
پکن همواره زمانی از ایران حمایت کرده که این کار در راستای منافع چین بوده است، اما از پذیرش تعهداتی که ممکن است چین را درگیر هزینهها و ریسکهای سیاسی، نظامی یا تحریمی ایران کند، پرهیز کرده است. خودِ برنامهی ۲۵ سالهی همکاری میان ایران و چین نیز ظاهرا تعهد مشخص و قابل اجرایی برای هیچیک از دو طرف ایجاد نمیکند.
یک کارشناس و تحلیلگر اقتصادی ساکن ایران که با موسسات پژوهشی و رسانهای همکاری دارد (و به دلایل امنیتی علاقمند به انتشار ناماش نیست) به رسانهگر میگوید: «با یا بدون این سند امضا شده، چین از ثبات در بازار انرژی، کاهش تنش در تنگهی هرمز و امنیت کشتیرانی حمایت میکرده و میکند و این چندان ارتباطی با سند همکاریهای ۲۵ ساله ندارد.»
به گفتهی او این توافقنامه شامل هیچ بند امنیتیای نیست که چین را ملزم به دفاع نظامی از ایران کند، «بلکه این سند بیشتر چارچوب همکاری را تعیین کرده بود که البته خبر موثق دارم که طرف چینی از انتقادهای گسترده در داخل ایران به امضای این سند، ناراحت شده و ایران را به کمکاری در پیشبرد این سند متهم کرده است.»
حسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ایران، اخیرا ادعا کرد که چین دیدار محمد باقر قالیباف، نمایندهی ویژهی ایران در اجرای سند همکاریهای ۲۵ ساله، را مشروط به تحقق چهار شرط «بازگشایی تنگهی هرمز، نگرفتن عوارض از کشتیها، حل مساله با عربستان و حل مساله با آمریکا» کرده است.
این کارشناس میگوید: «دفتر قالیباف این ادعا را تکذیب کرد و هیچ سند یا موضع رسمی از سوی چین نیز برای تایید آن منتشر نشده است. با اینحال، محتوای شروط ادعایی با بخش مهمی از منافع اعلامشده چین در زمینهی بازگشایی هرمز و کاهش تنش منطقهای همپوشانی دارد. چین از اینکه شاهد مستهلک شدن آمریکا در تنگهی هرمز است بدش نمیآید ولی خواهان رکود اقتصادی دنیا، و در معرض خطر قرار گرفتن شرکتهای چینی به دلیل تحریمهای ثانویهی آمریکا هم نیست.»
او میافزاید: «چین از نظر سیاسی و اقتصادی از ایران حمایت میکند، از طریق دریایی نشود، از مسیرهای زمینی نیازهای اولیهی ایران را تامین میکند. ولی تحقق بندهای سند همکاریهای ۲۵ ساله به تلاش بیشتر ایران، عادی شدن روابط خارجی ایران، و خروج ایران از انزوای کامل بستگی دارد. چین در کشوری با این حجم از بحران بینالمللی و منطقهای، سرمایهگذاری نمیکند، چون هم ریسک بالایی دارد و هم شرکتهای چینی را در معرض تحریمهای آمریکا قرار میدهد و هم تنش را میان این کشور با آمریکا تشدید میکند.»
این تحلیلگر اقتصادی، وابستگی و رابطهی تجاری شرکتهای چینی با آمریکا، بوروکراسی پیچیدهی ایران، اختلافات داخلی در ایران، و نبود امنیت سرمایهگذاری را مهمترین دلایل به نتیجه نرسیدن سند همکاریهای ۲۵ ساله میان دو کشور میداند.
برای مقامهای ایرانی که همواره چین را وزنهای راهبردی در برابر آمریکا معرفی کردهاند، نادیده گرفتن محدودیتهای این شراکت دیگر روزبهروز دشوارتر میشود. پکن خواستار برقراری آتشبس و ازسرگیری مذاکرات شده و از تلاشهای دیپلماتیک منطقهای حمایت کرده است. بااینحال، نشانههای دیپلماتیک از وجود فاصله میان تهران و پکن حکایت دارد. پزشکیان در دو اجلاس اخیر شانگهای و بریکس فرصت دیدار رسمی دوجانبه با شی جینپینگ را پیدا نکرد. در اجلاس شانگهای، گفتوگوی دو رئیسجمهور به چند دقیقه صحبت سرپایی در حاشیه نشست محدود شد.
آیا محاصرهی دریایی منافع چین را به خطر انداخته است؟
مقامهای جمهوری اسلامی، محاصرهی دریایی جاری در تنگهی هرمز را دلیلی موجه برای آن میدانند که چین نقش فعالتری در میانجیگری میان ایران و آمریکا ایفا کند. محاصرهی دریایی آمریکا و اختلال در صادرات نفت، تهدیدی برای یکی از مهمترین منابع درآمد ارزی باقیمانده برای تهران است. اما برای چین، از دست دادن نفت ایران هر چند پرهزینه و ناخوشایند باشد، تهدیدی حیاتی به شمار نمیرود.
به گفتهی تحلیلگر اقتصادی گفتگو کننده با رسانهگر: « آنچه چین را نگران میکند طولانی شدن بحران کشتیرانی و تشدید رکود اقتصادی در جهان است. رکودی که میتواند به کاهش صادرات کالا از چین منجر شود.»
با اینکه چین وابستگی زیادی به واردات نفت خام دارد، اما برای مقابله با اختلال در عرضه از ذخایر قابلتوجهی برخوردار است. به گزارش رویترز، ذخایر نفتی روی خشکی این کشور در اوایل سپتامبر به حدود ۱.۲۳ میلیارد بشکه میرسید، در حالی که تولید داخلی روزانه تقریبا ۴.۳ میلیون بشکه بود. پکن همچنین برای جبران اختلال در عرضهی نفت خاورمیانه، به واردات نفت خام از روسیه، آفریقا، کانادا و آمریکای جنوبی روی آورده است. این امر، محاصره را برای ایران بهمراتب خطرناکتر از چین میکند. پکن میتواند از ذخایر نفتی خود برداشت کند، فعالیت پالایشگاهها را کاهش دهد و به سراغ تامینکنندگان دیگری برود. تهران، در مقابل، با خطر از دست دادن مهمترین مشتری نفتی و منبع درآمد ارزی خود روبهرو است. این تحلیلگر معتقد است همین عدم توازن میتواند توضیح دهندهی تلاشهای ایران برای افزایش هزینههای منطقهای جنگ باشد. نمونهی این تلاشها اعمال فشار تهران از طریق نیروهای همسو با خود در اطراف بابالمندب، گلوگاه دریایی میان دریای سرخ و اقیانوس هند، است.
محاصرهی بنادر ایران از سوی آمریکا، معاملهی نفت در برابر کالا میان دو طرف را مختل کرده است، اما نه به یک اندازه. بر اساس دادههای شرکت کپلر که خبرگزاری رویترز به آن استناد کرده، صادرات نفت ایران به چین از میانگین حدود ۱.۴ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۲۵، به حدود ۵۳۴ هزار بشکه در روز در ماه اوت کاهش یافته است. کالاهای چینی همچنان از طریق سازوکاری شبیه مبادلهی پایاپای به ایران میرسند؛ سازوکاری که درآمد حاصل از فروش نفت را به اعتبار قابل استفاده برای واردات کالا از چین تبدیل میکند و در نتیجه تجارت میان دو کشور را تا حدی از نظام بانکی بینالمللی مصون نگه میدارد. البته، به گزارش رویترز، تداوم این سازوکار به تداوم فروش نفت از سوی ایران بستگی دارد. کاهش صادرات نفت در پی محاصرهی دریایی، توان تهران را نیز برای تامین مالی واردات آتی از چین کاهش میدهد.
آیا چین با کارت ایران برای اعمال فشار به آمریکا بازی میکند؟
برخی رسانههای ایرانی تغییرات را در الگوی خرید نفت چین نشانهای از تلاش پکن برای سنگینتر شدن اهرم فشار خود در مواجهه با واشنگتن تفسیر کردهاند. برای مثال، روزنامهی اصلاحطلب اعتماد استدلال میکند که چین ابتدا واردات نفت خام خود را بهشدت کاهش و سپس دوباره افزایش داد و از این طریق، در شرایطی که دولت ترامپ سعی در مهار پیامدهای اقتصادی جنگ داشت، برای خود امکان تاثیرگذاری را بر قیمت نفت فراهم کرد.
اصل این روند حقیقت دارد، اما اثبات این تفسیر کار دشوارتری است. بر اساس دادههای گمرک چین که رویترز به آن استناد کرده، واردات نفت خام چین در ماه ژوئن به پایینترین سطح خود در یک دههی گذشته، یعنی ۷.۱۲ میلیون بشکه در روز، رسید و سپس در ژوئیه به ۸.۴۱ میلیون و در اوت به ۸.۹۳ میلیون بشکه در روز افزایش یافت. این کاهش به اختلال در عرضهی نفت خاورمیانه، قیمتهای بالا، کاهش تقاضا در چین و افت فعالیت پالایشگاهها نسبت داده شده است و این که این کاهش با هدف اعمال فشار بر واشنگتن انجام شده باشد، به اثبات نرسیده است.
این برداشت نشان میدهد که رفتار پکن در تهران چگونه تفسیر میشود. یکی از تحلیلگران اقتصادی ایرانی که با رسانهگر گفتوگو کرده است، میگوید چین «بدون امتیاز گرفتن از آمریکا و بدون خریدن اعتبار جهانی» دلیلی برای استفاده از نفوذ خود ندارد. او معتقد است پکن در جایگاهی است که میتواند «از موقعیت ضعیف آمریکا» برای امتیاز گرفتن از واشنگتن استفاده کرده و ایران را نیز به پایان دادن به ناامنی تنگهی هرمز متقاعد کند.
پکن به دلایل روشنی خواهان بازگشت کشتیرانی به وضعیت عادی، مهار قیمت انرژی و جلوگیری از گسترش بحران در منطقه است، اما این منافع لزوما با منافع تهران همخوانی ندارد. ویویان وو از «داشنگ مدیا» معتقد است «نفت در محاسبات سیاسی چین نقش دارد»، اما تاکید دارد که نباید اهمیت آن را برای پکن بیش از حد بزرگ کرد. او میگوید: «چین از اینکه تنگهی هرمز برای همیشه مسدود بماند، خوشحال نخواهد شد، چون چنین وضعیتی به آشوب بیشتری منجر میشود. چین همیشه میگوید که از بحران و بیثباتی بیزار است و این حرف واقعا حقیقت دارد.»
نداشتن نگاهی بلندمدت
در تهران، نگرانیهای رو به افزایشی وجود دارد که خودیهای حکومتی از رابطه با چین در جهت منافع شخصی خود بهرهبرداری کنند. با وجود امضای قراردادهایی به ارزش بیش از ۸۰ میلیارد دلار، چین هنوز اجرای بسیاری از پروژههای توسعهی میادین نفتی ایران را که از سال ۲۰۰۴ متعهد به اجرای آنها شده بود، آغاز نکرده است. این در حالی است که گزارشهای پیشین رسانهگر نشان میدهد اتباع چینی دهها شرکت نفت و گاز و بیش از ۴۵ اختراع را در ایران به ثبت رساندهاند که این کار در بسیاری از موارد با مشارکت شرکای تجاری ایرانی انجام شده است.
صنعتگر طرف گفتوگوی رسانهگر معتقد است مشکل اصلی از طرف ایران است، زیرا بازرگانان و واسطههای وصل به قدرت سیاسی اغلب نفع شخصی و سود کوتاهمدت را به انتقال فناوری یا توسعهی صنعتی ترجیح میدهند و «نگاه بلندمدت ندارند».
او میگوید در سفری به چین یک تولید کننده به او گفته است که برخلاف بازرگانان اروپایی و آمریکایی که همیشه دنبال بهترین محصولات چینی میگردند تجار ایرانی دنبال بیکیفیتترین و ارزانترین کالاها هستند. کالاهایی که در برخی از موارد برای مصرف طبقهی فرودست چین تولید شدهاند و قابلیت صادرات ندارند.
«چینیها میدانند ما به دلایل مشکلات سیاسی و بین المللی محدودیتهای زیادی داریم. ولی باز حاضرند با ما کار کنند. ولی اقتصاد ایران دست افراد سودجو افتاده و آنها تنها به منافع شخصی فکر میکنند. تا این وضعیت وجود دارد نه چین نه هیچ کشور دیگری در ایران سرمایهگذاری نخواهد کرد و بدون سرمایهگذاری اقتصاد ایران روز به روز ضعیفتر میشود.»