خبر کوتاه و به نقل از منابع غیررسمی اعلام شد. «مهدی خاموشی» رئیس سازمان اوقاف ایران، به ریاست دفتر مجتبی خامنه‌ای رهبر تازه منصوب شده ایران رسید. خبر چندان غیرمنتظره نبود چرا که مهدی خاموشی هم اکنون هم عضو هیات امنای مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی (مرکز حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای) است. اما آنچه این خبر را، در صورت صحت، می‌توانست قابل توجه سازد، رابطه خونی او با جمعیت موتلفه اسلامی بود. تقی خاموشی پدر مهدی خاموشی از رهبران جمعیت موتلفه اسلامی بود. جمعیتی که از پیش از انقلاب به عنوان بازوی اقتصادی انقلابیون شناخته می‌شد. چهره‌های مذهبی، سنتی و بازاری جمعیت موتلفه اسلامی که از ابتدای پیروزی انقلاب ۵۷ نقشی مهم در اقتصاد ایران داشتند و بخش عمده‌ای از صادرات غیرنفتی ایران را به خود اختصاص داده بودند، از دولت اصلاح‌طلب محمد خاتمی به حاشیه رفتند. با تغییر ساختار و ترکیب جریان اصولگرایی در ایران بعد از احمدی‌نژاد، و به حاشیه رفتن طیف سنتی این جریان، موتلفه دیگر بازیگر مهمی در اقتصاد نبود. خبر غیررسمی انتصاب مهدی خاموشی به ریاست دفتر رهبری، این پرسش را مطرح ساخت که آیا او موتلفه را به قدرت باز‌می‌گرداند؟ آیا موتلفه با تفکر، منش و روش سنتی‌اش می‌تواند خود را با شرایط جدید وفق دهد و بار دیگر سهم قابل توجهی از اقتصاد ایران را از آن خود کند؟

«رسانه‌گر» این پرسش را با یک اقتصاد‌دان و تحلیل‌گر اقتصادی پرسابقه در ایران به بحث می‌گذارد. او که روابط گسترده‌ای با جریان‌های اقتصادی داخل و شناختی عمیق از اقتصاد ایران دارد. اما با نگاهی متفاوت به موضوع، او در تحلیل تغییرات احتمالی ساختار قدرت در ایران پسا‌جنگ، بیش از آن که به بازگشت موتلفه به قدرت بیاندیشد بر این باور است که تغییر ساختار اقتصادی ایران منوط به تغییر نگرش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است و می‌گوید: دو جنگ اخیر، دست سپاه را در اقتصاد و سیاست ایران بازتر کرده است. متن این مصاحبه را که اوایل خرداد ماه سال جاری انجام شده می‌خوانید.


این روزها اخباری در محافل به صورت غیررسمی مخابره شده مبنی بر انتصاب مهدی خاموشی به ریاست دفتر رهبری. خبری که هنوز تایید نشده ولی چندان دور از انتظار هم نیست. آمدن خاموشی به بیت رهبری می‌تواند خبری مهم برای موتلفه اسلامی باشد چرا که پلی است برای خروج آنها از حاشیه‌نشینی. چقدر آمدن خاموشی به بیت اقتصاد ایران را دستخوش تغییر خواهد کرد؟ این را هم باید در نظر گرفت که میثم خامنه‌ای، داماد آقای لولاچیان، از دیگر چهره‌های موتلفه است و حتی اگر قدرت بین پسران خامنه‌ای توزیع نشود باز باید پذیرفت که  برادران مجتبی هم بدون سهم از قدرت نمی‌مانند و در این محاسبات ممکن است سهمی هم به موتلفه برسد؟

شرایط سیاسی و نظامی کشور فعلا نشان داده که همه چیز دست سپاه است. یعنی سپاه است که کاملا تصمیم می گیرد. دیروز فیلم نشست مسعود پزشکیان در جمع مدیران صدا و سیما را دیدم. به نظر [می‌رسد]  این‌ها هنوز در مخفی‌گاه جلسه می گذارند. او در این دیدار گفته بود هیچ کاری را بدون اذن رهبری انجام نمی دهیم حال آن که اخیرا گفته بود که من بعد از دو ماه رفتم مجتبی را دیدم. معلوم است که امور چندان با اذن رهبری هم انجام نمی‌شده است. 

آیا قدرت بین پسران توزیع می شود؟ یا اگر خاموشی رئیس دفتر شود سیاست اقتصادی تغییر می‌کند و به چه سمتی می رود؟

این‌ها پرسش‌هایی است که فعلا با فرض‌هایی همراه است. اگر فرض را بر این بگذاریم که سید مهدی خاموشی بشود رئیس دفتر (هرچند هنوز خبر قطعی در این باره نداریم) سوال این است که چقدر می‌تواند بر اقتصاد ایران تاثیر بگذارد. به نظرم بیت مهم‌ترین تاثیری که خواهد داشت این است که آنها انتخابات را به گونه‌ای مهندسی می کنند که کسانی روی کار بیایند که سیاست اقتصادی آنها را پیش ببرند. تا ندانیم برنامه‌ی آنها برای انتخابات چیست و چه نقشه‌ای طراحی خواهند کرد نمی‌توانیم بگوییم برنامه‌ی اقتصادی‌شان چیست و چه ساختاری را دنبال خواهند کرد.

براساس سابقه این فرد یعنی مهدی خاموشی نمی توان گفت آیا موتلفه می‌آید یا خیر. اگر تفکر او موتلفه‌ای باشد مثل پدرش، سید تقی، نگاه آنها بازار است. [منظور از] بازار به معنای لیبرالی آن نیست، [بلکه] به معنای فقه ای آن.

بازاری که برای آنها خالی از رقابت است. موتلفه اولین گروهی بود که نسبت به فروشگاه زنجیره‌ای رفاه واکنش منفی نشان دادند. حال اگر آنها طرفدار بازار به معنای عدم مداخله‌ی دولت بودند. آنها چنین نگاهی نداشتند. آنها با بازار به شیوه‌ی مدرن کاملا مخالف هستند، مگر آنکه آنها را وارد جریان اقتصادی کشور کنند.

علی نقی خاموشی مدت‌ها، به مدت ۳۰ سال، رئیس اتاق بازرگانی ایران بود. یکی از کسانی که همراه‌ یا همکارش بودند [به] پدر گچ ایران معروف بود و گچ سمنان را داشت و یک سال پیش درگذشت. اگر آنها را نگاه کنید [می‌بینید] کسانی هستند که اصلا اتاق بازرگانی را به شیوه مدرن در نیاوردند که وارد یک راه تجاری کنند. حتی کوچک‌ترین حرکتی برای پیوستن ایران به سازمان جهانی تجارت نکردند و اصلا نمی‌دانستند این سازمان چه هست. نگاهی به این سازمان نداشتند. فقط این برای آنها مطرح بود که اگر در کار واردات است قیمت ارز را پایین بیاورند سود بیشتری ببرند. اگر در کار صادرات بودند، که مواد خام هم صادر می کردند، سود بیشتر می‌خواستند. آنها دنبال شریک و رقیب جدی هم نبودند.

با این اوصاف به نظر می رسد چه موتلفه برگردد چه بابک زنجانی بماند همان اقتصاد رانتی و بسته دنبال می شود؟

اقتصاد ایران یک اقتصاد رانتی است. اقتصادی بر مبنای شایسته‌سالاری نبوده، هرکس وابسته به قدرت بود، یعنی وابسته به قدرت بشود، سهمی از اقتصاد می‌برد.

همه در ایران به دنبال پیوستن به قدرت هستند تا منافع اقتصادی را تامین کنند، برخلاف کشورهای توسعه‌یافته مثل انگلستان و امریکا که [کسانی] اول به قدرت اقتصادی تبدیل می شوند بعد وارد سیاست می‌شوند و می‌کوشند بر جریان سیاست‌گذاری تاثیر بگذارند. 

آیا جریان بابک زنجانی که اساسا از دل همین رانت‌خواری‌ها تولید شد طبیعتا می‌تواند نقش مهمی بازی کند؟ 

اگر گزارش وال استریت ژورنال درست باشد که بابک حدود ۸۵۰ میلیون دلار از طریق کریپتو‌کرانسی به اقتصاد ایران کمک کرده، اگر این گزارش درست باشد، و بابک توانسته باشد این کار را انجام دهد، در واقع می توانیم بگویم [در] آینده بابک و امثال اینها در ایران قدرت بیشتری پیدا می کنند.

کار آنها تحریم دور زدن است و با تداوم تحریم‌ها آنها برای این سیستم هنوز کاربرد دارند.

برگردیم به موتلفه. اساسا فکر می کنی این درست است که بگوییم موتلفه در سال‌های اخیر به حاشیه رفته و مهدی خاموشی و رهبر جدید ممکن است اینها را به متن بازگردانند؟

از زمانی که احمدی نژاد آمد موتلفه به حاشیه رانده شد. هرچند در زمان خاتمی استارت‌اش زده شد، از طریق گرفتن اتاق بازرگانی از آنها. حامیان آنها خیلی تلاش کردند که وارد شوند و حتی صلاحیت رئیس اتاق بازرگانی تهران را باطل و بیرون‌اش کردند تا اتاق بازرگانی دست موتلفه بماند موفق هم شدند و به اتاق برگشتند ولی با شروع انتخابات اتاق موتلفه عملا حذف شد. خیلی به سختی توانستند خود را حفظ کنند در دوره‌ی احمدی نژاد. کلا به حاشیه رانده شدند. حتی در حوزه‌ی پتروشیمی هم برای آنها پرونده درست کردند و اذیت‌شان کردند.

اگر خاموشی رئیس دفتر شود باز نمی شود گفت موتلفه باز می‌گردد. چون دیگر بازار سنتی وجود ندارد که سیاست اقتصادی را بخواهند بازگردانند، یا با شبکه‌ی توزیع مدرن بخواهند مخالفت کنند. آنها کسانی‌اند که با اقتصاد ایران عجین شده‌اند. آنها با یک تصویر جدید می آیند جلو. سعی کرده‌اند خود را متناسب با شرایط جدید كنند. چون بچه‌های آنها آمده‌اند روی کار. حتی برخی از بچه‌های آنها هم از سیاست اقتصادی ایران خسته شده‌اند. یکی از آنها که با او در تماس هستم حتی مصالحه با آمریکا را قبول دارند.

شبکه‌ی مجازی و اینترنت خیلی چیزها را تغییر داده. پس دیگر دوره، دوره‌ی موتلفه اسلامی نیست.

ولی نبض صادرات هنوز دست این جریان است؟

صادرات ایران از حالت صادرات سنتی خارج شده، صادرات چیزهای سنتی مثل فرش، پسته و … نقشی در تراز تجاری ایران ندارد. کالاهای سنتی یه زمانی بالای ۶۰ درصد صادرات غیرنفتی ایران را تشکیل می‌دادند ولی الان زیر یک درصد هم نیست، نه فرش و نه پسته و نه حبوبات و غیره دیگر بازار ندارد. الان ۷۰ درصد صادرات غیر نفتی کالای پتروشیمی و فولاد است.

خوب اینها در پتروشیمی هم یک قدرت محسوب می‌شوند؟

در پتروشیمی هم اینها چندان دستی ندارند. پتروشیمی امیرکبیر یا صدف را دارند، ولی اینها خیلی سهمی از صادرات ندارند. ما هلدینگ پتروشیمی خلیج فارس را داریم که ۵۰ درصد صادرات پتروشیمی را دارد. پس نمی‌شود گفت حتی نبض صادرات پتروشیمی هم دست اینهاست.

با این اوصاف به نظرت اگر حکومت بماند مهمترین تغییری که در حوزه‌ی اقتصادی می‌افتد چه خواهد بود؟

فرض کنیم حکومت می‌ماند: تغییر سیاست، یعنی [با] اتفاقی که در این جنگ و جنگ دوازده‌روزه افتاد همچنان اقتصاد ایران اقتصاد قوای نظامی خواهد بود. یعنی سپاه و قرارگاه خاتم قدرت خود را بیشتر خواهند کرد. تغییر سیاست اقتصادی منوط به تغییر نگرش سپاه است.

سپاه دست بازتری در اقتصاد پیدا می‌کند؟ 

همه پیمانکاری‌ها به سپاه سپرده خواهد شد. یک گزارشی بود [در] «فارین افیرز» [که نویسنده‌ی آن] یکی از مذاکره‌کننده‌‌های برجام در دوره‌ی اوباما بود. آنجا یک نکته جالبی را مطرح کرده بود که برجام را به گونه ای انجام دادیم که عملا سپاه از دخالت اقتصادی منع شده بود. نظام جمهوری اسلامی هم تمایل پیدا کرده بود که سپاه نقشی در اقتصاد نداشته باشد. چون تحریم می شد برای تحریم نشدن داشتند سپاه را از اقتصاد جدا می کردند. ولی کاری که ترامپ کرد باعث شد که عملا دوباره سپاه همه‌کاره‌ی اقتصاد شود. 

یعنی به احتمال زیاد دست سپاه بازتر می‌شود اگر بخواهند حاکمیت تنگه را انجام بدهد و محکم بایستند، اگر فرض را بگذاریم که عوارض بگیرند، کی می خواهد آن عوارض را بگیرد؟ گمرک؟ همه چیز با سپاه باید هماهنگ شود. یعنی همه چی در اختیار سپاه است. پزشکیان روز سوم جنگ آمد از کشورهای خلیج فارس عذرخواهی کرد. قرارگاه خاتم پنج دقیقه بعد اطلاعیه داد و حرف پزشکیان را پس گرفت.

ترامپ همه چیزی که سپاه می خواست را به سپاه داد. با این کاری که ترامپ کرد همه چیز برگشت به نفع سپاه. سپاه از این به بعد علنی در اقتصاد فعالیت می‌کند. سپاه اگر تا دیروز امپراتور اقتصاد پنهان ایران بود، امروز همه‌کاره‌ی اقتصاد علنی و رسمی است. با اطمینان می‌گویم از این به بعد هیچ پروتکلی دیگر در کشور نوشته نمی‌شود که سپاه در آن نقشی نداشته باشد. همه چیز باید با سپاه هماهنگ شود.

پس بازگشت موتلفه به قدرت ممکن نیست اتفاق بیفتد؟

در این بازی جدید نه موتلفه و نه هیچ حزب و گروه دیگری نقش نخواهد داشت. ترامپ حماقتی کرد که الان سپاه می گوید «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد». میوه‌ی رسیده‌ای را ترامپ انداخت در دامن سپاه. سپاه هم هرگز این میوه‌ی رسیده را با دیگران شریک نخواهد شد.

مقالات اخیر