وام و نسیه و قسط، برای خرید مواد غذایی


تورم افسارگسیخته و تعدیل‌های گسترده‌ای که ایرانیان با آن روبه‌رو هستند، آشکارترین پیامدهای اقتصادی جنگ با آمریکا و اسرائیل است. جنگی که فرسایش ناشی از سال‌ها سوءمدیریت حکومتی را تشدید کرده است. مهم‌ترین پیامد این وضعیت آن است که برای میلیون‌ها ایرانی، نیازهای اولیه‌ی زندگی در حال تبدیل شدن به کالاهای لوکس‌ هستند. بر اساس داده‌های بانک مرکزی، شاخص قیمت مصرف‌کننده‌ی شهری در ایران در اردیبهشت ۱۴۰۵ نسبت به ماه مشابه سال قبل ۷۷ درصد افزایش یافته که در دوران حکومت جمهوری اسلامی امری بی‌سابقه است. نتیجه‌ی این وضعیت، کاهش شدید قدرت خرید خانوارها و تشدید ناامنی غذایی در سراسر کشور است.

در فروردین ۱۴۰۴ قیمت یک کیلو گوشت گوساله، دو کیلو گوشت مرغ، یک لیتر روغن، یک لیتر شیر پرچرب و یک لیتر شیر کم‌چرب، ۴۰۰ گرم پنیر و نیم کیلو شکر یک میلیون تومان بود. اما یک مادر تهرانی به نام نسرین به رسانه‌گر می‌گوید: «الان با یک ملیون تومان هیچ کاری نمی‌توانی بکنی. می‌شود دو تا شیر و یک بسته پنیر.» حداقل دریافتی ماهانه از فروردین ۱۴۰۵ مبلغ ۱۶٫۶ ملیون تومان و حداقل دستمزد یک کارگر ۲۱٫۸ میلیون تومان تعیین شد. رقمی که بر اساس نرخ دلار در بازار آزاد ارز در وبسایت بن‌بست، اکنون معادل ۱۴۰ دلار است.

دولت کوشیده است تا با توزیع کالابرگ نارضایتی و خشم عمومی را مهار کند و مرتب تلاش می‌کند به مردم اطمینان دهد که با وجود قطع شدن بیشتر واردات در پی جنگ، زنجیره‌های تامین داخلی همچنان برقرار است. با این حال، به دلیل جهش روزانه‌ی قیمت‌ها، توان مالی بسیاری از خانوارها برای خرید اقلام دارای ارزش غذایی به سرعت تحلیل می‌رود و این مساله نگرانی‌ها درباره‌ی ناامنی غذایی را افزایش می‌دهد.

با وصل شدن مجدد اینترنت در ایران پس از نزدیک به سه ماه شبکه‌های اجتماعی از ویدیوهای کاربران درباره افزایش قیمت اقلام غذایی و فشارهای مالی ناشی از آن پر شده است.

به گفته‌ی یک کاربر اینستاگرام، در سال ۱۳۹۸ قیمت یک حلب روغن ۵ کیلویی ۳۶ هزار تومان بوده و اکنون قیمت همان روغن به حدود ۲ میلیون و ۳۵۰ هزار تومان رسیده است. یعنی قیمت روغن در حدود ۷ سال تقریبا ۶۵ برابر شده است. یکی از کاربران در بخش نظرات نیز نوشته که اخیرا همین روغن را به قیمت ۲٫۷ میلیون تومان خریداری کرده است.

ده سال پیش، قیمت هشت کیلو پرتقال ۱۰ هزار تومان بود. امروز هر کیلو پرتقال بین ۹۵ هزار تا ۱۴۸ هزار تومان فروخته می‌شود. یعنی قیمت هشت کیلو پرتقال اکنون بین ۷۶۰ هزار تا ۱٫۱۸ میلیون تومان است.

در پستی دیگر در ۹ اردیبهشت، یک کاربر به مخاطبان خود می‌گوید به جای خرید دلار و طلا در سال ۱۴۰۵، مواد غذایی بخرند؛ چرا که قیمت کنسرو ماهی تُن از ۲۰۰ هزار تومان در فروردین به ۲۳۵ هزار تومان در اردیبهشت رسیده است.

خوراکی‌های فوق‌فرآوری‌شده هم از این روند مصون نمانده‌اند. کارمند شیفت شب یک سوپرمارکت، که ماه‌هاست افزایش قیمت‌ها را در حساب اینستاگرام خود ثبت می‌کند، در پستی مربوط به ۱۰ خرداد می‌گوید قیمت یک بستنی مگنوم «که اندازه یک انگشتم هم نمی‌شود» ۲۰۰ هزار تومان شده است.

در پست دیگری (۱۱ خرداد) یک مغازه‌دار می‌گوید قیمت بطری یک لیتری پپسی ظرف دو ماه از ۶۵ هزار تومان به ۱۱۵ هزار تومان رسیده و ویزیتور شرکت به او گفته بار بعدی دوباره افزایش قیمت خواهد داشت. او در حالی که به ردیف بطری‌های نوشابه‌ی مقابل خود اشاره می‌کند، می‌گوید: «جنگ تمام شده، اما ظاهرا هنوز موشک‌باران را داریم و سر موشک‌ها هم دقیقا توی سفره‌ی مردم است. مردم دارد استخوان‌های‌شان زیر بار فشار اقتصادی له می‌شود. هر روز می‌روی یک جنسی را می‌خری [که] فردا باید بروی با دو برابر قیمت بخری. چرا هیچ نوع مدیریتی نیست؟ این که دیگر نمی‌شود گردن کشورهای خارجی و این چیزها بیاندازید. این دیگر عدم مدیریت خودتان است.»

پیش از جنگ نیز مردم زیر فشار تورم افسارگسیخته مواد غذایی بودند. یک شانه تخم‌مرغ که در مهرماه ۷۰ هزار تومان قیمت داشت، در آذر ۱۴۰۴ به ۳۰۰ هزار تومان رسید و در دی ماه قیمت آن از ۵۰۰ هزار تومان نیز فراتر رفت.

افزایش شدید قیمت مواد غذایی هر روز بیشتر به تهدیدی برای سلامت عمومی جامعه تبدیل می‌شود. به گفته‌ی علی احسان ظفری، مدیرعامل اتحادیه تعاونی‌های لبنی، سرانه‌ی مصرف لبنیات از حدود ۵۵ تا ۶۰ کیلوگرم در سال به ۴۰ کیلوگرم رسیده است؛ یعنی یک‌چهارم میانگین جهانی. او دولت را مسئول مستقیم افزایش ۹۰ درصدی قیمت محصولات لبنی در یک سال گذشته می‌داند؛ افزایشی که به گفته‌ی او با بالا رفتن قیمت شیر خام از ۴۶ هزار تومان به ۶۱ هزار تومان در هر کیلو تشدید شده است.

ظفری هشدار داد اگر دولت بخواهد با همین دست فرمان ادامه دهد، «قیمت لبنیات با وضع درآمد مردم به زودی به جایی می‌رسد که خرید آن برای مردم دیگر توجیهی نخواهد داشت.» کاهش سرانه‌ی مصرف لبنیات علاوه بر تعطیلی کارخانه‌های کوچک و متوسط می‌تواند به مشکلاتی مانند پوکی استخوان، سوءتغذیه و اختلالات رشد منجر شود.

چه چیز دیگری را می‌شود حذف کرد؟

برای فرونشاندن نارضایتی اقتصادی فزاینده، جمهوری اسلامی برنامه‌ی کالابرگ الکترونیکی را برای خانوارهای حمایتی و نیروهای مسلح اجرا کرده است. این طرح نخستین بار در ۱۵ دی ۱۴۰۴، یک هفته پس از آغاز اعتراضات سراسری به شرایط اقتصادی و افزایش تورم و یک روز پیش از آن‌که نیروهای امنیتی به شکل وحشیانه‌ای معترضان را سرکوب کنند، اعلام شد.

وزارت رفاه گفت برای چهار ماهِ دی، بهمن و اسفند ۱۴۰۴ و فروردین ۱۴۰۵، مبلغ چهار میلیون تومان اعتبار به حساب ۸۰ میلیون نفر واریز شده است. به گزارش رسانه‌های داخلی، دولت پزشکیان و مجلس تصمیم گرفتند به جای پرداخت یارانه‌ی کالاهای اساسی به واردکنندگان و برخی تولیدکنندگان، به‌صورت ماهانه مبلغ یک میلیون تومان به هر نفر پرداخت شود.

برای استفاده از این طرح، دولت دو راه پیش پای مردم قرار داد: یا خرید اقلام اساسی غذایی از جمله مرغ، تخم‌مرغ، گوشت قرمز، حبوبات، شکر، روغن، ماکارونی، برنج، شیر، ماست و پنیر از ۲۶۰ هزار فروشگاه با استفاده از این کالابرگ، یا دریافت بسته‌ای از کالاها با ارزش غذایی حدود ۷۵۰ کیلوکالری.

اما شتاب گرفتن رشد تورم، ارزش این کالابرگ‌ها را به‌سرعت کاهش داد و انتشار اخبار ضدونقیض درباره‌ی احتمال افزایش مبلغ ماهانه‌ی کالابرگ‌ همچنان ادامه دارد. در ۱۳ خرداد، احمد میدری، وزیر رفاه، گفت کالابرگ‌های خرداد «به روال ماه‌های قبل» پرداخت خواهد شد؛ این حرف یعنی فعلا افزایشی در کار نیست. دو روز بعد، دولت اعلام کرد که دور بعدی کالابرگ‌ها شامل ۱۰ درصد تخفیف برای محصولات لبنی شرکت پگاه خواهد بود. در ۱۸ خرداد، فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، اذعان کرد «از مطلوبات دولت افزایش مبلغ کالابرگ است، اما فعلا مقدور نیست.»

برای بسیاری از خانواده‌ها، این بسته‌ی حمایتی دیگر حتی بخش کوچکی از نیازهای ماهانه‌ی غذایی‌شان را هم پوشش نمی‌دهد.

نسرین که مادر دو فرزند است به رسانه‌گر می‌گوید: «الان با یارانه‌ی دو نفر که دوملیون می‌شود می‌توانی ۷۵۰ گرم گوشت بخری که یک مقداریش هم آشغال است که باید دور بریزی و این را شاید بتوانی دو وعده بخوری… خوب غذا که فقط گوشت نیست. چیزهای دیگر هم می‌خواهد سبزی، بادمجان و… هم هست.»

او اضافه می‌کند: «همه اش فکر می‌کنیم این را حذف کنیم، آن رو حذف کنیم… گوشت را که خیلی‌ها تقریبا حذف کرده‌اند، چون ندارند واقعا. یا اگر بتوانند با یارانه‌شان یک کیلو بگیرند باید همان را یک ماه بخورند… یک شانه تخم مرغ ۸۵۰ هزار تومان است! دیروز دو پاکت شیر خریدم ۴۰۰ هزار تومان!»

آشپزی به سبک دوران قحطی

با ادامه‌ی افزایش قیمت‌ها و عقب ماندن دستمزدها از تورم، خانوارهای بیشتری به وضعیت دائمی تلاش برای بقا رانده می‌شوند. زندگی زیر سایه‌ی جمهوری اسلامی به چرخه‌ای بی‌پایان از تاب‌آوری، مشقت، قناعت و صرفه‌جویی و کاهش رفاه تبدیل شده است. برای بسیاری از خانوارها، سفر، رستوران، خرید لباس نو و تفریحات فرهنگی به‌تدریج از بودجه‌ی خانواده حذف می‌شوند. تصمیم‌های مهم زندگی، از خرید خودرو یا ارتقای مسکن تا ازدواج و فرزندآوری، برای مدتی نامعلوم به تعویق می‌افتند. با اختصاص یافتن سهم هر چه بزرگ‌تری از درآمد خانوار به هزینه‌های خوراک، مسکن و انرژی، دیگر پولی برای هزینه‌های دیگر باقی نمی‌ماند.

در شبکه‌های اجتماعی، استقبال فزاینده از دستورهای غذایی که یادآور دوران قحطی پس از جنگ جهانی اول است، نشانه‌ای از فشار سنگینی است که بر دخل‌وخرج خانوارها وارد شده است. کاربران دستورهای پختی را به اشتراک می‌گذارند که در آنها مواد غذایی گران‌قیمت مانند روغن، گوشت، تخم‌مرغ و کره حذف شده یا به کمترین میزان ممکن استفاده شده است. کلیپ‌های مربوط به شیرینی بدون روغن، کوکی اقتصادی بدون تخم مرغ، پفک خانگی «۱۰ تا ۲۰ هزار تومانی»، شیرینی عصرانه با چند قاشق آرد و یک سر انگشت روغن و خورش بدون گوشت دست به دست می‌شوند. پر مخاطب بودن این نوع پست‌ها بازتاب‌دهنده‌ی جامعه‌ای است که تلاش می‌کند با به حداقل رساندن هزینه‌ی خورد و خوراک به روال عادی زندگی ادامه دهد.

مردم زیر فشار تورم پس از جنگ می‌کوشند با سیلی صورت خود را سرخ نگه دارند. آنها برای حفظ حداقلی از زندگی اجتماعی، نوشیدنی یا خوراکی را در کافه‌ها به‌صورت اشتراکی سفارش می‌دهند. زندگی همچنان ادامه دارد، اما با مشقت.

تازه‌ترین داده‌های مرکز آمار ایران حاکی از آن است که خانوارهای کم‌درآمد متحمل بیشترین فشار اقتصادی هستند. بررسی نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه در دهک‌های درآمدی نشان می‌دهد دهک دوم با تورم ۹۶ درصدی بیشترین فشار را در اردیبهشت ماه تجربه کرده است؛ این در حالی است که تورم نقطه‌به‌نقطه برای دهک دهم، یعنی پردرآمدترین بخش جامعه، ۸۱٫۶ درصد بود.

بسیاری از خانواده‌ها حتی پیش از افزایش‌ اخیر قیمت‌ها نیز برای تامین هزینه‌هایشان با مشکل روبه‌رو بودند. گزارش تحقیقی اخیر روزنامه‌ی شرق نشان داد حتی خانوارهای دو درآمده، که پیش‌تر با یک حقوق قبض‌ها، اجاره خانه و وام‌های خود را می‌پرداختند و درآمد دوم هزینه‌های روزمره را پوشش می‌داد، حالا پول‌شان تا هفته دوم ماه بیشتر دوام نمی‌آورد.

نسرین به رسانه‌گر می‌گوید: «مدام نگران تمام شدن پول هستم. مرتب باید بپرسم پول تمام شد؟ نکنه به آخر ماه نرسد؟ واقعا وحشت دارم که پول تمام بشود و به آخر ماه نرسد … خدا می‌داند آدم‌هایی که باید اجاره خانه پرداخت کنند چکار می‌کنند.»

بسیاری از افراد برای گذران زندگی و پوشش هزینه‌های روزمره مجبور به فروش طلا و سکه‌هایی هستند که روزگاری برای امنیت مالی پس‌انداز می‌کردند. اگر پیش از این مردم برای برای خرید خانه، پرداخت هزینه‌ی تحصیل فرزند یا سرمایه‌گذاری در کسب‌وکار وام می‌گرفتند اکنون برای تامین نیاز‌های روزمره به وام گرفتن متکی شده‌اند.

بستنی قسطی

با توجه به گستردگی موج تعدیل نیرو در اکثر کسب و کارهای کشور، بسیاری از کارگران و کارمندان می‌گویند ترس از دست دادن تنها منبع درآمدشان باعث شده قید هرگونه درخواست افزایش حقوق را بزنند، در حالی که دستمزدهای ثابت دیگر از پسِ افزایش روزانه‌ی قیمت‌ها برنمی‌آیند.

فریده، که کارمند بانک است، به رسانه‌گر می‌گوید: «مدام باید نگران باشیم که قیمت چه چیزی فردا گران می‌شود. درآمدهای ما خوب ثابت است و ممکن است همینی که امروز داریم را فردا نتوانیم داشته باشیم.» غذایی را که سال پیش شاید یک وعده به حساب می‌آمد، مردم حالا باید «دو وعده [یا] سه وعده بخورند… واقعا خیلی شرایط سختی شده است.»

به گفته‌ی فریده قیمت برخی داروها به قدری سرسام‌آور شده که مردم ناچار می‌شوند از مصرف‌شان صرف‌نظر کنند. «الان بیشتر خرج‌ها را همه حذف می‌کنند.» اروند، که یک کارمند تهرانی است، می‌گوید قیمت دو کِرِم اِگزمای او که پیش از جنگ ۲۲۰ هزار و ۲۵۰ هزار تومان بود، به‌ترتیب به ۴۴۷ هزار و ۷۸۰ هزار تومان رسیده است. او می‌گوید: «یکی از بچه‌ها برای درمان پوست رفته بود دکتر، مشکلش خیلی حاد بود. وقتی رفت داروخانه، هزینه‌ی داروهایش ۷ میلیون تومان شد! این‌ها را با این حساب بسنجید که حقوق‌ها عموما حوالی ۳۰ میلیون تومان است.» برای خانواده‌ی سه‌نفره‌ی او، «فقط هزینه‌ی خوراک و خریدهای روزمره، ماهی ۵۰ میلیون تومان درمی‌آید.»

نسرین می‌گوید چندی پیش برای پذیرایی از مهمان «نیم کیلو گیلاس و نیم کیلو زردآلو گرفتم شد ۹۵۰ هزار تومن… خود کرایه‌ای که بروی میدان و برگردی نزدیک ۱۲۰ هزار تومن است.» او می گوید هنوز به نسیه خریدن روی نیاورده «ولی احساس می‌کنم شاید به‌زودی چاره‌ای نداشته باشم.»

نسیه خریدن مواد غذایی هر روز رایج‌تر می‌شود. هم‌زمان،گزارش‌هایی از دزدی‌ مواد غذایی و حذف تدریجی برخی اقلام اولیه از سبد خرید خانوارها از افت گسترده‌تر کیفیت زندگی خبر می‌دهد.

یک زن جوان به روزنامه‌ی شرق گفته است برای نخستین بار از زمان آمدنش به تهران مجبور شده روغن خوراکی را نسیه بخرد. او و هم‌خانه‌هایش حالا خرید مایحتاج را میان خود تقسیم می‌کنند و هر کدام کالایی متفاوت را به حساب خود می‌گذارند تا مغازه‌دار محل را نگران نکنند.

مغازه‌داری در شرق تهران هم به این به روزنامه‌ گفته است: «من شرایط مردم را درک می‌کنم. وقتی می‌بینم کسی واقعا نیازمند است و نان یا کنسرو برمی‌دارد، سخت‌گیری نمی‌کنم و نادیده می‌گیرم. اما تعداد این برداشتن‌ها آن‌قدر زیاد شد که از نظر اقتصادی دیگر برای من هم صرف نداشت. مجبور شدم تمام قوطی‌های تن‌ماهی را جمع کنم و در قفسه پشت سرم، دور از دسترس مشتری بگذارم. اما نان‌ها را هنوز بیرون مغازه می‌گذارم تا اگر کسی واقعا گرسنه بود و پولی نداشت، بتواند بردارد.»

به گفته‌ی یک نانوا حتی قشر کارمند هم شروع کرده‌اند به درخواست «نصف نان»، چون دیگر توان خرید یک سنگک کامل را ندارند. یک میوه‌فروش به این روزنامه گفته است مشتری‌ها دیگر به جای خرید کیلویی میوه، دانه‌ای خرید می‌کنند.

اروند می‌گوید: «فروش قسطی تقریبا در هر صنف و بیزینسی وارد شده، از طلا و کفش و لباس و بخش درمان گرفته تا بستنی. حتی از بستنی فروشی هم الان قسطی می‌شود خرید کرد.»

مقالات اخیر